السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

346

تفسير هدايت (فارسى)

روانهء آن سرزمين مىشدند . بعضى گفته‌اند كه : زمستان را در مكه مىگذراندند و تابستان را در طائف ، و اين بيت حكايت از آن مىكند : تشتى بمكة نعمة * و مصيفها بالطائف خواه سفر زمستانى و تابستانى به اين سرزمين يا آن سرزمين ، يا براى بازرگانى يا خوشگذرانى بوده باشد ، در هر حال منعكس كنندهء سطح زندگى بالايى از شهر نشينى و ثروتمندى بوده است ، مگر نه اين است كه هر چه انسان متمدنتر باشد در صدد دست يافتن به وسايل آسايش بيشتر برمىآيد ، حتى اگر اين كار مستلزم كوچ كردن از شهرى به شهر ديگر بوده باشد ؟ [ 3 ] آيا چه چيز جز همسايگى با خانهء خدا آنان را به اين امنيت و ثروتمندى رسانيده بود ؟ پس چرا شرك ورزيدند و نسبت به رسالتهاى خدا تمرد كردند ؟ و آيا جزاى نيكى جز نيكى است ؟ و آيا اگر فطرت انسان كه سازگار با جزا دادن احسان به احسان است از اين حالت بگردد و سزاى احسان را عصيان بداند ، جز بدان سبب است كه واژگونگى بزرگى در اين فطرت پديد آمده است ؟ « فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ - پس مىبايستى كه خانه خداى اين خانه را بپرستند . » براى سپاسگزارى از اين نعمت كه خدا سفرهاى زمستانى و تابستانى را براى قريش فراهم ساخته ، شايسته است كه صاحب اين خانه را كه محور و مركز ايلاف و وحدت و حضارت ايشان است پرستش كنند ، و هر چه همكارى جامعه با محور پيشرفت و تمدن و با اسباب آسايشى و بىنيازى خود بيشتر شود ، / 372 دوام نعمت و افزايش آن بيشتر و بهتر صورت خواهد گرفت . [ 4 ] به سبب ايلافى كه به نوبهء خود از همسايگى با خانهء خدا صورت مىگرفت ، خدا دو نعمت مهم را براى قريش فراوان ساخت كه يكى ثروتمندى بود و ديگرى امنيت ، در صورتى كه در سرزمينهايى بىحاصل زندگى مىكردند كه ساكنان معدود آن براى زنده ماندن ناگزير از مبارزه بودند و به جنگهايى مىپرداختند